پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۰

شهر من من به تو می اندیشم

شهر من من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش
از پس شیشه تو را می بینم که گرفتی مرا در بر خویش
من وضو با نفس خیال تو میگیرم و تو را می خوانم
و به شوق فردا که تو را خواهم دید چشم به راه می مانم
تن من پاره ای از آن تن توست
و قشنگترین شبای پر ستاره شب توست

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر